ماه پیکر من
عزیز دلم
خیلی دوستت دارم..رفته رفته هم بیشتر می شه ..بی صبرانه منتظرم تا در آغوش بگیرمت...همش بهت فکر می کنم ...زول می زنم به شکمم...تا گاهی که قدرت نمایی می کنی رو ببینم..اخه داری کم کم قویتر می شی
دو تایی شعر می خونیم..ورزش می کنیم..با هم حرف می زنیم ..قصه میگم تو گوش می دی..و ..............
امروز می خوام با بابایی بیایم ببینیمت...خیلی منتظر این لحضه هستیم..
خیلی از شبها خوابتو می بینم...دیشبم دیدمت...تو شکمم بودی ولی کل اجزای بد نتو می دیدم...که زیر پوست شکمم بود..حتی ناخونهاتو.....ماه پیکر من......
مامان خوشبخت
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ماه پیکر من
